عبد الرضا سالار بهزادى

393

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

( 397 ) - سند 108 . ( 398 ) - تاريخ كرمان ( سالاريه ) ص 7 - 646 . ( 399 ) - فيروز ميرزا فرمانفرما از 1296 تا 1298 ، عبد الحميد ميرزا ناصر الدوله فرمانفرما از 1298 تا 1309 و عبد الحسين ميرزا سالار لشكر فرمانفرما از 1309 تا 1311 و از 1312 تا 1314 و اسد اللّه خان بهجت الملك به نيابت از طرف عبد الحسين ميرزا از 1314 تا 1315 . ( 400 ) - سفرنامهء سايكس ص 305 . ( 401 ) - همان ، ص 17 - 316 . ( 402 ) - منظور منطقهء سرباز از محال بلوچستان است . ( 403 ) - احتمالا منظور خان محمد خان از سرداران وقت طايفهء ياراحمد زهى بوده است . ( 404 ) - احتمالا منظور « باهوكلات » است . ( 405 ) - آيا منظور سردار محمد على خان ناروئى پدر سردار حسين خان بوده است ؟ در اين صورت سردار حسين خان به جز چاكر خان برادر ديگرى به نام ميراشرف خان داشته است ، امّا اين مطلب را در جاى ديگرى نديده‌ام . ( 406 ) - شانزدهم شوال 1315 ه . ق . - 1 فروردين 1277 ه . ش . ( 407 ) - كذا در اصل . ( 408 ) - بافتان اينك دهى است از توابع دهستان راسك شهرستان ايرانشهر . ( 409 ) - يك كلمه خوانده نشد . ( 410 ) - اشاره‌اى است استهزاءآميز به استقلال‌طلبى سردار حسين خان ناروئى و تشويق وى طوايف بلوچ را به تمرد از دولت ايران . ( 411 ) - لاشار از محال عمدهء بلوچستان اينك از توابع شهرستان ايرانشهر است . رودخانه : از مناطق لاشار . ( 412 ) - امير مهيم خان سرهنگ لاشارى از سرداران بزرگ بلوچستان و از رقباى عمدهء سردار حسين خان ناروئى و از ياران نزديك و معتمد زين العابدين خان اسعد الدوله در بلوچستان . امير مهيم خان كه رقيب عمدهء سردار حسين خان بود ، در اسكات بلواى سال 1307 - 1306 كمك زيادى به زين العابدين خان نمود و پس از دستگيرى سردار حسين خان در 1306 مناطقى كه سپردهء سردار ناروئى بودند به امير مهيم خان داده شدند ، و اين امر باعث تشديد رقابت دو سردار و طوايفشان با يكديگر شد و اين رقابت بعدا با كشته شدن برادران امير مهيم خان به دست خواهرزاده‌هاى سردار حسين خان ( اسلام خان ، جهانگير خان نقدى خان شيرانى ، پسران بانو گراناز خواهر سردار حسين خان ) به خصومتى شديد مبدل گشت كه از بحث ما خارج است . امير مهيم خان نياى خاندان ميرلاشارى بلوچستان است . ( 413 ) - اصل عين تلفظ لهجهء محلى بلوچى : فرداختم . ( 414 ) - منظور اين است كه محال نامبرده شده تحت حكومت حاكم منطقهء سرباز مىباشند . ( 415 ) - منظور همان سليمان خان بهجت الدوله عامرى برادرزن ابراهيم خان سعد الدوله است . ( 416 ) - كنت ( Kont ) از محال بلوچستان اينك دهستانى از بخش سيب و سوران شهرستان سراوان . ( 417 ) - پسكوه از محال بلوچستان اينك دهستانى در منتهى اليه شمال غربى محدودهء شهرستان سراوان از بخش سيب و سوران شهرستان سراوان . ( 418 ) - گشت ( Gasht ) از محال بلوچستان اينك دهستانى مجاور دهستان پسكوه از بخش حومهء شهرستان سراوان . قصبهء گشت مركز دهستان حدود شصت كيلومترى شمال غربى سراوان . ( 419 ) - جالق و دزك هردو از محال عمدهء بلوچستان در سابق اينك دزك كه از سال 1307 شمسى داورپناه خوانده مىشود از توابع بخش حومهء سراوان . جالق بخش بزرگى در مرز ايران و پاكستان از توابع سراوان . ( 420 ) - هيدوج ( Hiduj ) و زيارت هردو از محال بلوچستان . هيدوج اينك دهستانى از بخش سيب و سوران شهرستان سراوان زيارت نيز از توابع بخش سوران شهرستان سراوان .